جمعه ۰۲ مرداد ۰۵

آتش دردیلمستان

سرگذشت آقاسیدجلال الدین اشرف ،سلسله کیاییان تاباندن محترم نصیری سلوش

آتش دردیلمستان

۱ بازديد
آتش در دیلمستان
 
روایت سید جلال‌الدین اشرف، کیاییان و خاندان نصیری سلوش
 
نویسنده: سیدهاشم نصیری سلوش
 
---
 
پیشگفتار
 
من سیدهاشم نصیری سلوش هستم. ریشه‌هایم در دیلمستان است؛ جایی که سید جلال‌الدین اشرف، از نوادگان امام موسی کاظم (ع)، برای گسترش تشیع قدم نهاد و به شهادت رسید.
 
از کودکی برایم قصه گفتند: از دیوشل و لاط لیل، از تبرهایی که در دست مردان جنگل می‌درخشید، و از تابوتی که بر موج‌های سفیدرود نشست.
 
این پژوهش، حکایت آن خون و آن آتش و آن تداوم است.
 
---
 
بخش اول: حماسه بنیادین
 
فصل اول: هجرت
 
سال ۲۰۴ هجری قمری. مأمون عباسی پس از شهادت امام رضا (ع)، در حال تحکیم قدرت بود.
 
سید جلال‌الدین اشرف، برادر تنی امام رضا (ع)، نتوانست در بغداد بماند. کوفه امن نبود. مدینه زیر نظر بود.
 
گیلان را برگزید. دیاری که قرن‌ها پناهگاه سادات و علویان فراری بود.
 
فصل دوم: چهار ماه جنگ
 
نخستین جرقه در حوالی زنجان و قزوین زده شد. سید جلال‌الدین با لشکریان عباسی درگیر شد.
 
جنگی که چهار ماه به طول انجامید.
 
قبایل دیلمی – همان مردانی که مرگ را به جان می‌خریدند تا زیر بار ظلم نروند – به کمک او آمدند. در ذی‌الحجه سال ۲۰۶ قمری، زنجان فتح شد.
 
فصل سوم: فتوحات
 
پس از زنجان، سید به سوی شمال حرکت کرد:
 
· سال ۲۰۶: فتح طارم و کوهدم
· سال ۲۰۷: فتح رشت
· سال ۲۰۸: فتح لاهیجان و سیاهکل
· سال ۲۱۰: فتح مناطق غربی گیلان
· سال ۲۱۱: فتح شهران (حوالی بابل)
 
او در لاهیجان نماز جمعه اقامه کرد و نخستین حکومت شیعی گیلان را بنیان نهاد.
 
فصل چهارم: شهادت
 
مردی به نام چهل‌گوش در مرزهای دیلمان شورش کرد. سید به سوی او لشکر کشید.
 
می‌گویند هفت شبانه‌روز جنگید. ۱۱۴ زخم بر پیکر داشت، اما شمشیر از دستش نیفتاد.
 
در ۱۴ رمضان سال ۲۲۳ قمری به شهادت رسید.
 
وصیت کرد پیکرش را به سفیدرود بسپارند. تابوت بر موج‌ها نشست و در روستای کوچان به ساحل رسید. آنجا امروز «آستانه اشرفیه» نام دارد.
 
---
 
بخش دوم: ظهور کیاییان
 
فصل پنجم: خاستگاه
 
قرن‌ها بعد، از روستای ملاط – در نزدیکی لنگرود – جرقه‌ای تازه زده شد.
 
سید امیر کیای ملاطی، از نوادگان امام سجاد (ع)، قیام کرد. اما نخستین شورش او با شکست مواجه شد. او به کلارستاق گریخت و در سال ۷۶۳ قمری در غربت درگذشت.
 
اما آتش خاموش نشد.
 
فصل ششم: بنیان‌گذار
 
پسرش سید علی کیا به مازندران رفت و در پناه سید قوام‌الدین مرعشی – که او نیز از نوادگان امام سجاد بود – جای گرفت.
 
مرعشیان و کیاییان، پسرعموی یکدیگر بودند.
 
سید علی با حمایت آنان، نخست تنکابن را فتح کرد، سپس رانکوه را، و سرانجام در سال ۷۶۹ قمری وارد لاهیجان شد. مردم مشتاقانه از او استقبال کردند.
 
لاهیجان، پایتخت کیاییان شد.
 
فصل هفتم: اوج قدرت
 
سید علی کیا قلمرو خود را تا لشت نشاء، خمام و حتی قزوین گسترش داد. در سال ۷۸۱ قمری، قزوین به دست او افتاد.
 
پس از او، سید رضی کیا به حکومت رسید – مردی عالم و عادل – و سی سال بر لاهیجان فرمان راند.
 
فصل هشتم: بقعه اجدادی
 
سید محمد کیا تصمیم گرفت مقبره‌ای خانوادگی برای سادات کیایی بسازد. محل را روستای ملاط انتخاب کرد.
 
بقعه «۱۲ تن» ساخته شد. نخستین کسی که در آنجا دفن شد، همسر سید محمد کیا در سال ۸۲۰ قمری بود.
 
امروز نیز این بقعه، زیارتگاه عاشقان اهل بیت در شرق گیلان است.


فصل سیزدهم: معنای «نصیری»
 
در میان حکام کیایی، نام «ناصر کیا» می‌درخشد؛ حاکمی عادل در قرن نهم قمری.
 
پس از سقوط، سادات این خاندان، نام «ناصر کیا» را به عنوان فامیلی انتخاب کردند: «نصیری» یعنی منسوب به ناصر. یعنی زاده ناصر کیا.
 
فصل چهاردهم: سلوش
 
سلوش در نزدیکی کومله لنگرود قرار دارد. یکی از همان مکان‌هایی که کیاییان به آن پناه بردند.
 
نام «نصیری» در این روستا زنده است. علی نصیری سلوش، مربی و پایه‌گذار جودوی معلولین ذهنی ایران، نام «نصیری سلوش» را در عرصه ملی بلندآوازه کرده است.
 
فصل پانزدهم: نشانه امروز
 
امروز شهردار لنگرود – همان شهری که روزگاری مرکز حکومت کیاییان بود – «سید اسماعیل سادات دیلمی» نام دارد.
 
این نام نشان می‌دهد که کیاییان از صحنه روزگار محو نشده‌اند. آن‌ها در قالب مدیران، ورزشکاران، و شهروندان عادی، همچنان در خدمت مردم دیار خود هستند.
 
فصل شانزدهم: وارث
 
و اکنون می‌رسیم به شما، سیدهاشم نصیری سلوش.
 
شجره‌نامه‌ای که در این کتاب مرور کردیم، از امام سجاد (ع) شروع شد، به حسین اصغر رسید، از عیسی کوفی گذشت، به ابوزید و سید علی پیوست، در امیر کیای ملاطی به قیام انجامید، در سید علی کیا به حکومت بدل شد، در ناصر کیا نام «نصیری» را آفرید، و نهایتاً به سلوش رسید.
 
امروز، شما وارث این میراثید.
 
---
 
مؤخره
 
تاریخ فقط در کتابخانه‌ها نیست. تاریخ در نام توست. در صدای تو. در جایی که ایستاده‌ای.
 
نام سیدهاشم نصیری سلوش بر شناسنامه‌ای نقش بسته که در کشوی میزی در ورامین خوابیده است. اما ریشه‌های آن نام، از ملاط تا لاهیجان، از لاهیجان تا سلوش، و از سلوش تا به امروز، امتداد دارد.
 
فرزندان کیاییان دیگر پادشاه نیستند، اما هنوز سید هستند. هنوز نام «سید» بر تارک نامشان می‌درخشد.
 
و شما، ای پسر سلوش، وارث این تاریخید.
 
---
 
پایان

اولین مطالب آزمایشی من

۱ بازديد
این اولین مطالب آزمایشی وبلاگ من می باشد و به زودی حذف خواهد شد.
امروز ارتباط و تبادل اطلاعات نقش بسیار مهمی در رشد و فرهنگ مردم یک کشور و جامعه را دارد و وبلاگ یکی از راه های سریع انتقال اطلاعات و ارتباط مردم یک جامعه با هم می باشد .
شما به راحتی می توانید مطالب مورد علاقه , کارهای روزمره , علم و فرهنگ را در وبلاگ خود انتشار دهید و با سایر دوستان خود به گفتگو و تبادل نظر بپردازید .

دومین مطلب آزمایشی من

۰ بازديد
این دومین مطلب آزمایشی وبلاگ من هستش و به زودی این متن حذف خواهد شد .
وبلاگ چیست ؟
وبلاگ یا وب‌نوشت که به آن تارنوشت، تارنگار یا بلاگ و به زبان انگلیسی(Blog) هم می‌گویند، وبلاگ حاوی اطلاعاتی مانند: گزارش روزانه، اخبار، یادداشت‌های شخصی و یا مقالات علمی مورد نظر طراح آن است. وبلاگ ترکیبی از دو کلمۀ «web» و «log» به معنای ثبت وقایع روزانه است .مطالب وبلاگ بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازه‌ترین رخداد به قدیم ارائه می‌گردد. نویسندهٔ ویلاگ، وب‌نویس یا تارنویس نامیده می‌شود و ممکن است بیش از یک نفر باشد، وب‌نویس به گزارش مداوم رویدادها، خاطرات، و یا عقاید یک شخص یا یک سازمان می‌پردازد. واحد مطالب در وبلاگ،پست است، معمولاً در انتهای هر مطلب، برچسب تاریخ و زمان، نام نویسنده و پیوند ثابت به آن یادداشت ثبت می‌شود. فاصلهٔ زمانی بین مطالب وبلاگ لزوماً یکسان نیست و زمان نوشته ‌شدن هر مطلب به خواست نویسندهٔ وبلاگ بستگی دارد. مطالب نوشته شده در یک وبلاگ همانند محتویات یک وب‌گاه معمولی در دسترس کاربران قرار می‌گیرد. در بیشتر موارد وبلاگ ها دارای روشی برای دسترسی به بایگانی یادداشت‌ها هستند (مثلاً دسترسی به بایگانی بر حسب تاریخ یا موضوع). بعضی از وبلاگ ها امکان جستجو برای یک واژه یا عبارت خاص را در میان مطالب به کاربر می‌دهند.